صبح زاگرس
پايگاه خبري تحليلي خبر ديشموك

25. مهر 1396 - 10:43
کد مطلب: 71927
دانش آموز بهمئی با دلنوشته خود از غرق شدن خانواده ها در فضای مجازی و بی توجهی به تربیت فرزندان گلایه کرد.

به گزارش پایگاه خبری آوای ماغر،یکی از دانش آموزان در جلسه انجمن اولیای مدرسه متوسطه بنت الهدی در شهرستان بهمئی دلنوشته ای خواند که همه را تحت تاثیر قرار داد.  

متن دلنوشته محدثه نیک فطرت به شرح زیر می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن تقدیر و تشکر از اولیای گرامی ، آقای حبیبی و خانم نیکفرجام ، در این جمع صمیمی دلنوشته ای میخوانم :

من  یک نوجوانم

نوجوان

پدرم ، مادرم! لباس شیک و امکانات عالی تنها برای رفع نیازهایم کفایت نمی کند.

لپ تاپ و کتاب تنها کافی نیست، پول و وسایل کافی نیستند.

من یک نوجوانم و ذهنم در حال رشد است، بیشتر با من وقت بگذار.

بجای اینکه در فضای مجازی با دوستانت چت کنی،  بیا و در دنیای حقیقی با من دوست شو.

ساعاتی را با من حرف بزن تا از دنیایم برایت بگویم، نصیحتم کن .

تو که میخواهی انسانیت و ادب را به من بیاموزی، آنوقت من اینگونه یاد میگیرم، وقتی بچه ای مودب و آرام هستم که سر وصدا نکنم تا تمرکز تو در فضای مجازی ، دنیای غیر واقعی ات بهم نریزد!!!!

موقعی  بچه ای حرف گوش کن هستم که هنگامی که میگویم میخواهم خانه خاله و عمه بروم و به من نه بگویی و در فضای مجازی سرگرم شوی، من هم هیچ حرف دیگری نزنم ؛اینگونه میخواهی روابط اجتماعی و محبت و اخلاق را به من بیاموزی ؟

حال یک سوالی اساسی، تو که میخواهی بچه ات از هر لحاظ بهترین باشد پس چرا در اخلاق و رفتارم تمرکز نمی کنی و به دنیای غیر واقعی روی میاوری؟

من یک نوجوانم  و  نیاز به شور و نشاط و جنب و جوش دارم و نمیتوانم آرام بنشینم، لطفا با ساکت گفتنهایتان ،نشاطم را از من نگیرید.

اگر مشکل درسی دارم، نگوئید من که انواع کتاب را برایت خریدم پس چرا نمره ات ضعیف شد!واقعا به برنامه درس خواندنم دقت کردید؟!

وقتی من بهترینم که بهترین الگو را داشته باشم، نه بهترین لباس .

وقتی من از دوستم برترم که بهترین رابطه اجتماعی را داشته باشم ، نه اینکه بیشتر از او طلا وزیور آلات داشته باشم.

اگر روزی گوشه گیر شدم نگویی که برایت چه کم گذاشتم؟چرا اینجوری شدی؟

من یک نوجوانم، نیاز اصلی من صمیمیت است، محبت است ، بودن در کنار جمعی صمیمانه و خانواده، نه شبانه روز سرچ کردن در اینترنت .

من بهترین مارک لباس را نمیخواهم، روسری ابریشمی، کفش و کیف از چرم خالص نمیخواهم، من ، آرامش میخواهم! و امیدوارم به این ایمان برسید که فضای مجازی برایم بد آموزی دارد .

پدرم و مادرم! شما که خانه را برایم امن ساختید، نفوذ بیگانگان را در آن ممنوع کردید، آنوقت اینگونه فضای مخرب مجازی را که همانند بمب ویرانگرست، در خانه راه می دهید؟!

برنامه ریزی و وقت ما را او تعیین میکند، دید و بازدیدها را از ما گرفته است ؛مگر ما فرمانبردار او هستیم؟!

چشمانمان را باز کنیم و  ببینیم به کجاها رسیده ایم؟

اگر کسی بخواهد با سلاح مرا بکشد، حتی حاضرید جانتان را بدهید تا از من دفاع کنید ، اما این فضا آرام آرام و با بدترین سلاح ممکن شخصیت مرا از بین می برد.

به خودمان بیاییم، وقتی که اینقدر ما از این فضا ضربه میخوریم و در جامعه هر روز بی بندوباری بیشتر می شود، شما مسئول هستید!

ما انسان هستیم و توان اندیشیدن داریم اما چگونه راحت و  مثل آب خوردن ، یک فضای مجازی ما را از ارزشهای اساسی مان دور میکند؟ از محبت و دور هم بودن که در فطرت ماست، مارا دور میسازد؟

فقط استفاده نادرست از یک گوشی یا یک لپ تاپ برای به آتش کشیدن خانه وخانواده کافیست.

بیایید عمیقا ریشه خانواده را از بین نبریم، به خودمان بیاییم، ما که توان و قدرت تفکر داریم ، به خود بیاییم.

و حرف آخرم:

پدرم و مادرم! من یک نوجوانم، نوجوان!

محدثه نیک فطرت

دانش آموز متوسطه مدرسه بنت الهدی شهرستان بهمئی

انتهای پیام/

نظرات کاربران

آخرین عناوین

پربازدیدها